حكيم ابوالقاسم فردوسى

515

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

پادشاهى بهرام بهرام چون بر اورنگ شاهى برآمد همهء نامداران و گرانمايگان را انجمن كرد و آنان را به پندهاى بلند اندرز داد . گفت : پيوسته از بدى بپرهيزيد ، و دست آز و هوس را كوتاه داريد . به گاهِ خشم خويشتندار باشيد . ستيزه پسنديده نيست . بيكارى و تن آسانى دشمن جان است . تخت سپردن بهرام پسر اورمزد پسر خود را به شنيدن اين سخنان سودمند همهء نامداران بر او آفرين خواندند . روزگار پادشاهى بهرام نيز ديرى نپاييد . چون مرگش فراز آمد پسرش را كه همنامش بود به جانشينى برگزيد و پندش داد چنان با مردم رفتار كند كه چون در روز شمار از او بپرسند نزد پروردگار شرمسار نباشد . دل زيردستان را به داد و دهش شاد دارد . بهرام پس از سه سال و سه ماه و سه روز پادشاهى ديده از جهان فرو بست ، و پسرش بهرام بر او دخمه‌اى باشكوه برآورد .